امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز
کد صلوات شمار برای وبلاگ جنون قلم
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
هرگاه کسی را دیدید که به وی زهد در دنیا و کم گویی عطا شده، بدو نزدیک شوید که القای حکمت می کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

در زمین دشمن بازی نکن سردار!

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/5/15 11:13 عصر

هو الکبیر المتعال

ذهنم پر از حرف هاست

میخواهم بنویسم

اما این دلتنگی های بی انتها

جان از سر انگشت

تمرکز از هوش و هواس

میبرند

می خواهم بنویسم

از حسن فریدون و تمام خوش خدمتی هایش به غرب!

از اکبر هاشمی و نقشش در تمام فتنه های انقلاب!

از اینکه صفدر حسینی ها ذخیره کدام نظامند؟ نظام اسلامی یا نظام استکبار!

از جشن حافظ و دعوای یالثارات و هنرمندان

از رسالت فرهنگی هنرمندان در قالب دین و ملیت نه هالیوود!

از حسن عباسی و کلاس درسش

از آزادی تمام هتکان به اسلام و انقلاب و در بند شدن معلم انقلاب

این دلتنگی ها نمیگذارند

فقط می گویم به غیورمردان ارتشی

شکایت شما و بازداشت استاد

آن هم در این برهه زمانی

قطعا بازی در زمین دشمن است

سرداران!

لطفا در زمین دشمن بازی نکنید.




کلمات کلیدی :

اشتباه مادی گرا در انکار خدا

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/5/10 10:30 عصر

چندی پیش خانه پدرم بودم.

متنی داد تا برایش تایپ کنم تا جزوه درسی یکی نهادها قرار گیرد.

در حین تایپ و البته بازیابی منابع

به دنبال تطبیق و مستند سازی یکی از فرمایشات رهبر انقلاب (روحی له الفداء)

به یکی از مباحث درسی و تفسیری ایشان برخوردم

درباره اشتباه مادی گرایان در انکار خدا!

گفتم شاید کسی از دوستان همانند من

بخواهد از این بحث منتفع شود.

لذا ذیلا آن را تقدیم می کنم:

«بسم الله الرحمن الرحیم

 یک تذکّر کوتاهی پیرامون اعتقاد مادیگرا و غیب عالم عرض میکنم: و آن این‌است که گفتیم اشتباه مادیگرا که به غیب عالم اعتقادی ندارند. در این است که، آنچه را باید بگوید نمیدانم نفی میکند نه اینکه دلیلی برای دوطرفش ندارد، بلکه دلیلی برای اثبات آن دارد. یعنی مثلاً مصداق اتم غیب عالم وجود خداست که غیب‌الغیوب است و بدیهی است که برای اثبات وجود خدا براهین آشکار و روشنی مثل آفتاب هست که اگر کسی، اصل وجود غیب را در نفس خودش قبول کرده باشد، خیلی راحت میتواند این استدلال را پیدا کند، تا چه برسد به اینکه دیگری پیدا کرده باشد و او نپذیرد.
 
 بنابراین: نمیشود گفت طرفینش را نمیتواند اثبات یا نفی کند. بله اثبات میتواند بکند، اما نفی نمیتواند بکند، لذا اگر بپرسند شما به چه دلیلی میگوئید خدا نیست؟ هیچ دلیلی ندارد و جوابش لاادری، یعنی نمیدانم است. او با ابزار و آلات و وسایل کشف مادی، یعنی همین آزمایشگاه و چاقوی جراحی و میکروسکوپ و تلسکوپ و با این وسائل در دایره‌ی محدود ماده نتوانسته است خدا را بشناسد و چیزی پیدا کند که به او بشود گفت خدا، و لذا نمیتواند بگوید خدا وجود ندارد، بلکه میتواند بگوید من نمیدانم و این هم میشود شک. این آتیتیسم (بیخدائی) کشورهای مارکسیستی که حتی شوروی موزه‌ای بنام آتیتیسم داشت، میخواست از طریق موزه نفی خدا را ثابت کند! که خیلی حرف بیمنطق و بیاستدلالی است.

 شما نهایت چیزی را که میتوانید بگوئید این است که در وجود خدا شک داشته باشید و بگوئید برهان وجود خدا برای من خدا را ثابت نکرده: و همانطور که قرآن میگوید: «ان هم الا یظنون»(1) و «ان هم الا یخرصون»(2) اینها فقط شک دارند و نمیتوانند در نفی خدا ادعای علم بکنند که این را گفتیم و در مورد انفاق هم که گفتیم اثر یقینی و اثر مشکوک، نباید ما آن اثر مشکوک را کم جلوه بدهیم. همه‌ی این خیریه‌های دنیا و همه‌ی این کارهایی که مردم پول انفاق میکنند و حجمش هم حجم عظیمی است، وصیت میکنند، ارث میگذارند برای فقرا، که در همه‌ی دنیا معمول است و از مسلمان و مسیحی و سایر ادیان حجم عظیمی برای انفاق انجام میدهند همه‌ی اینها بخاطر آن اثری است که ما میگوئیم مشکوک است و این اثر را نباید دست‌کم گرفت، منتها ما بالاتر از این، میخواهیم بگوئیم علاوه بر این اثر مشکوکی که شما حالا بالاخره پول را داخل صندوق میریزی، خودت که نمیبینی به جایش رسیده یا نه، یا اگر به دست فقیر میدهی نمیدانی در رفع نیاز واقعیاش مصرف کرد یا نه که تو را خوشحال یا متأثر کرده باشد. اما در قبال این، یک اثری بالاتر و قطعیتر و فوریتر وجود دارد، و آن اثری است که در نفس تو میگذارد، یعنی دل میکنی از این چیزی که داری آن را انفاق میکنی، و این گذشتن یک سود بزرگی است که به تو میرسد جیبت خالی میشود، اما چیزی بر وجود تو افزوده میشود که آن چیز گذشت است و قدرت بر گذشت یک چیز عظیمی است که همه کس این قدرت را ندارند و بعضی هم کمی از آن را دارند. این کسانی که قدرت در آنها به حدی میرسد که جان خودشان را حاضرند در راه خدا قربانی کنند، یعنی شهداء، اینها پرواز میکنند. یک جوان شانزده هفده ساله‌ی مجاهد فیسبیل‌الله در آن سال‌های استثنائی جنگ واقعاً یک برقی بود که در تاریخ زد و تمام شد و آن آثار عظیمی داشت. یک جوان مینشست یک وصیت مینوشت که وقتی من این وصیت‌نامه‌ها را میدیدم مثل اینکه یک عارف بزرگ آنرا نوشته، گاهی که ما این کتابها و این نوشته‌های بزرگ عرفا را نگاه میکردیم رنگ و بوی سخن این شهداء رنگ و بوی سخن آن عرفای واصل را داشت، در حالی که من یقین دارم اینها اسم آن کتابها را هم نشنیده‌اند و آن مطالب را از زبان هیچکس نشنیدند، بلکه جوشش درون خود اوست و شکوفایی آن گل وجود بنیآدم و آن حقیقت انسانیت است که با ایثار تحقق پیدا میکند.

من وقتی به این خاطرات نگاه میکردم، میدیدم از روزی که مثلاً از تهران رفته و شروع به نوشتن خاطرات کرده، اول یک آدم عادی است، منتها احساسات او را کشیده به طرف جبهه و از خاطره‌اش میشود فهمید 10، 20 روز به شب عملیات مانده ناگهان عوض شده و اصلاً در لحن کلام، و نوشتن یک نوری و یک تپشی وجود دارد که این همان ایثار است. یعنی خودش را آماده کرده و دارد میرود جلو و میدرخشد. به همین اندازه هم شما آن پولی را که از جیب خودتان در میآورید، یا آن لباس و تن‌پوش خودتان را به یکی میدهید، و به هر حال آن چیزی که متعلق به شماست و آن تعلق و پیوند را از خودتان میبرید اثر فوق‌ العاده‌ای دارد.

»




کلمات کلیدی :

دور از انتظار نبود!

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/5/2 1:11 عصر

هو الکبیر المتعال

شاید جنجالی ترین خبر در دو ماه گذشته بحث فیش های حقوق نجومی در دولت تدبیر و امید!!! بود که دولت را در جذب افکار عمومی با چالش مواجه کرد، هر چند که دود این فیش ها پیش از دولت روحانی، به چشم نظام اسلامی می رود و بر مقبولیت نظام در اذهان عمومی تاثیر می گذارد و عده ای خواهی نخواهی خطای چند نفر را بر گرده نظام می گذارند، اما به هر روی هر چند دولت تلاش کرد این را هم همچون جالش های گذشته به دولت پیش نسبت دهد و تا جعل فیش هم پیش رفت، اما نگاهی به عملکرد و اشرافی گری شخص آقای روحانی در سه سال اخیر نشان می دهد که خوی اشرافی گری در این دولت نهادینه شده است و پرداخت های چنین گزاف چندان دور از انتظار نیست. برخی از این اشرافی گری ها ذیلا ذکر می گردد:

- هزینه 5میلیارد تومانی از خزانه خالی برای تغییر دکوراسیون دفتر رییس جمهوری!

- هزینه 8 تا 10 میلیارد تومانی از خزانه خالی برای نوسازی استخر کاخ ریاست جمهوری!

- تلاش برای سکنی گزیدن در کاخ سعد آباد که با مخالف رهبر انقلاب به نتیجه نرسید!

- تحمیل هزینه چندصد میلیاردی به خزانه خالی برای اجاره مسکن!!!

- تهیه چندین دستگاه ماشین شاسی بلند خارجی از خزانه خالی برای نهاد ریاست جمهوری !

- تحمیل هزنیه هتل شبی 30000هزار دلاری در نخستین سفر به نیویورک!(هتل آخرین سفر دولت سابق به نیویورک شبی 314 دلار بوده است!)

- افزایش 4 تا 5 برابری حقوق رییس جمهور و وزرا در نخستین ماه های تکیه بر اریکه قدرت!

و...

با این هزینه ها مشخص میشود که مدیران دولت تدبیر و امید!!! پا جای پای رییسشان می گذارند و بیت المال را حق خودشان از سفره انقلاب می دانند!!!




کلمات کلیدی :

سایه جنگ بر کشور با تدبیر دولت!!

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/4/18 3:52 صبح

 

چندی پیش در همین وبلاگ، مطلبی نگاشتم با این عنوان:« آیا دولت کشور را به سوی جنگ می برد؟ » و در آن به تفصیل از یک سری سخنان و برنامه ها که قدرت نظامی کشور را تضعیف می کند سخن گفتم. از سخنانی که قدرت نظامی کشور را به هیچ می انگارند تا تحریم بودجه ای ارگان های نظامی انقلابی و...

این روزها سخن از اصلاح بودجه سال جاری و کاهش پنج هزار میلیاردی بودجه دفاعی کشور است. شاید این اقدام را بتوان در ادامه همان سیاست دانست که جز این تفسیر دیگری برای چنین کاری نمی توان یافت.

این کاهش بودجه دفاعی را باید در کنار برخی سخنان و اقدامات دیگر ارزیابی کرد تا مطلب بهتر دانسته شود:

- توییت چندی پیش پدرخوانده دولت گذارد که نوشته بود: «زمانه زمانه گفتگوست نه موشک!!!»

- سخنان آمریکایی ها مبنی بر آسان تر شدن  حمله به این در پسا برجام!

- خروج صدها تن اورانیوم غنی شده از خاک کشور با توجه به این که در صورت حمله به ایران آلودگی این اروانیوم ها رژیم صهیونیستی را نیز تهدید می­کرد.

- گرا دهی برخی از دولتمردان کنونی در 30 سال پیش به دوستان صهیونیستشان که شما با خمینی مماشات می کنید! اکنون دیگر در فرصت مهیا شده در پسا برجام جای مماشات نیست!

دولت چنان چه مشکل بودجه ای دارد که دیر در پسا برجام به ادعای خودشان نباید داشته باشند چرا که درهای رحمت کدخدا!! از زمین و آسمان گشوده است، می تواند به جای کاهش بودجه دفاعی آن هم در شرایط بحرانی منطقه و تهدیدهای فرامنطقه ای، بودجه جاری دولت را که به استناد گزارش ها در سه سال اخیر چند برابر هشت سال دولت پیش است بکاهد و به جهای حقوق های مشروع! پانزده بیست میلیونی خود و حقوق های نامشروع 60 میلیونی و بالاتر، هتل های سی هزار دلاری و استخر چند میلیاردی و... امورات کشور را به پیش برند.

 




کلمات کلیدی :

کدام ضد انقلاب ترند؟

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/4/18 3:51 صبح

ضد انقلاب ها چند دسته اند:

-         دسته اولشون همون هایی هستند که با مشی کمونیستی و ... اسلحه دست گرفتند و علیه نظام و کشور جنگیدند و هنوز هم دست از دشمنی بر نداشتن. اینها خطرشون بیشتر خطر فیزیکیه و چون دستشون به خون ملت آلوده است جایگاهی نزد افکار عمومی جامعه ندارند.

-         دومین دسته افرادی هستن که به خاطر نارضایتی اقتصادی و... با انقلاب ضدیت دارند و دوران محنت بار ملت و احیانا خودشون رو در دوران گذشته فراموش کردند و الان با نظام ضدیت دارند و هر جا می شینَن دم از دوران گل و بلبل پهلوی میزنن الان کشور رو شب تار و دیجور نشون میدن. اینها خطرشون جو دهی هست که با روشنگری و اطلاعات دهی میشه آسیبشون رو کنترل کرد.

-         دسته های دیگه ای هم هستند که نارضایتی فرهنگی و سیاسی و... دارند که در جای خودشون خطرناک و بحران آفرینن و باید مراقبشون بود.

-         اما یه دسته ضد انقلاب هستند که ضد انقلاب نیستن! یعنی در اسم و رسم بهشون میگن کارگزار و مدیر نظام جمهوری اسلامی...شاید در خیال خودشون هم انقلابی و پایبند به نظام هستن! اما همین ها بزرگترین ضربه رو به نظام و کشور می زنن! با کم کاری، با سوء مدیریت و ترجیح نفع شخصی و حزبی به منافع ملی و عمومی، با بریز و بپاش از بیت المال، با اشرافی گری، با حقوق های سر به فلک کشیده و با هزار یک کار دیگر که اعتماد و اعتقاد مردم رو نسبت به نظام سست می کنند. این ها قطعا خطرناک ترین گروه ضد انقلاب هستند که خطرشون از همه بیشتره و باید با شدت باهاشون برخورد کرد.

پی نوشت: خدا لعنت کند کسی را که با شعار «مانور تجمل» اشرافی گری را بین مسوولان کشور رواج داد.




کلمات کلیدی :

نگاهی به کتاب بعثت و ایدئولوژی

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/3/31 1:0 صبح

هو الحق المتعال

«بعثت و ایدئولوژی» کتاب- سخنرانی مهندس مهدی بازرگان است که به مناسبت عید مبعث در انجمن اسلامی مهندسین ایراد شده است.

ایشان در ابتدا به بررسی ارتباط دو مقوله بعثت و ایدئولوژی می­ پردازد. وی معتقد است بر خلاف پندار عمومی که میان بعثت و ایدئولوژی ارتباطی نمی­ بینند، میان این دو ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. ایشان در ادامه کتاب تصریح می ­کند که بعثت تنها راه دریافت بهترین و کامل ترین ایدئولوژی برای بشر است. نگارنده کتاب ایدئولوژی را چنین تعریف می کند:

«مجموعه معتقدات یا مکتب فلسفی و نظری که از طرف شخص یا جمعیتی به عنوان محور و مبنای فکری برای هدف گیری حزبی و سیاسی و وسیله ارزیابی برای تعیین راه و روش اجتماعی و مبارزه­ ای اتخاذ شده باشد.»(ص6)

بازرگان نخستین بخش کتابش را به بررسی اجمالی سیر تاریخی ایدئولوژی ها پرداخته است. وی چنان که خود تصریح می کند به علت عدم دانش کافی در شناخت ایدئولوژی های گوناگون، کتاب «تاریخ نظریات سیاسی» نوشته جرج ساباین را منبع این بخش قرار داده است که صرفا به بررسی سیر ایدئولوژی در مغرب زمین پرداخته است. به هر روی جناب بازرگان سیر تاریخی ایدئولوژی را به شرح زیر آورده و برای هر کدام توضیحاتی ارائه می دهد:

1.      دولت- شهر یونان.

2.      امپراطوری جهانی اسکندر.

3.      دولت شاه خدایی رواقیون.

4.      از جمهوری رم تا امپراطوری روم.

5.      قرون وسطی و سایه سنگین مسیحیت بر فلسفه حکومت.

6.       بازگشت به قدرت مرکزی در قرن 16.

7.      تجدید نظر و بازگشت به اندیشه حقوق طبیعی. قرن 17.

8.      متفکرین فرانسوی قرن18 و نزول از اندیشه حقوق طبعت.

9.      دیالکتیک و ناسیونالیسم هگل.

10. لیبرالیسم و رادیکالیسم فلسفی.

11.  مارکس و ماتریالیسم دیالکتیک.

12. سوسیالیسم.

13.  سوسیالیسم پس از مارکس.

14. لنینیسم و کمونیسم.

15. فاشیسم و ناسیونال سوسیالیسم

مولف تصریح می کند که همه این ایدئولوژی ها بر اساس تفکر بشری شکل گرفته اند و چون احاطه کامل به انسان و حال و آینده او نداشته اند، نتوانسته اند برنامه جامعی برای سعادت بشر باشند، هرچند هر یک در زمان خود، شاید دستاوردها و راهگشایی هایی داشته اند.

در بخش دوم کتاب، نگارنده به عصاره گیری و مقایسه مکاتب پیش گفته می پردازد. وی می­گوید از مجموع این مکاتب برخی اصول «دور ریخته» شده اند و برخی مورد قبول قرار گرفته اند. دور ریخته ها عبارتند از: اصل الهی زمامدار(شاه- خدایی)، اصالت فرد و آزادی مطلق، تبعیت دولت از موسسات مذهبی، راسیونالیسم یا اصالت مطلقه علم و عقل و اصل سودجویی.

در مقابل این دور ریخته ها برخی مقبولات وجود دارد: مرکزیت دولت و قدرت حکومت، حاکمیت عامه، ضرورت ایدئولوژی، اتکا به واقعیات طبیعی و انسانی و لزوم رهبری و طراحی.

نگارنده در ادامه آیه بعثت را نقل و بررسی می کند:

« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی- الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ...»

«و کسى است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزکیه مى‏کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت مى‏آموزد »(جمعه/2)

وی اصول قبول شده را بر فقرات آیه شریفه تطبیق کرده، چنین استنتاج می کند که این اصول با مفاد آیه مذکور مطابقت دارند و این مقبولات همان مفاد ایدئولوژی اسلام است. وی می گوید:

«اسلام حکومت عقیده و ایمان را توام با امامت افتتاح می کند.»

بازرگان در ادامه برخی از نگرانی ها و ایرادها به ایدئولوژی اسلام را مطرح کرده پاسخ می گوید. وی تصریح میکند این نگرانی ها از جانب جامعه غربی به دیگران القا شده است و نتیجه مظالم فراوان کلیسا در قرون وسطا است و ایدئولوژی اسلام این دل نگرانی ها را ایجاد نمی کند.

وی بیان می دارد که اسلام را باید از نو بشناسیم  و مصرف کننده افکار پوسیده و زنگ زده غربیان نباشیم. مولف با مطرح کردن ایدئولوژی الهی و جایگاه آن می گوید:

«ایدئولوژی های موجود به فرض که برای امروز و طبقه و ملت خاصی قابل قبول باشند مسلما به درد فردا و شرایط دیگر نخواهند خورد. ولی اگر الوهیت و نبوت را قبول داشته باشیم ایدئولوژی الهی که منشا ازلی دارد دارای اعتبار و اولویت همیشگی خواهد بود.»(ص89)

با این مقدمه وی مساله نبوت و بعثت و ارتباط آن را با ایدئولوژی مطرح می کند و این که بعثت تنها راه ممکن برای دریافت ایدئولوژی الهی می باشد.

در بخش سوم کتاب به بررسی ایدئولوژی اسلامی پرداخته شده است. نگارنده مبانی ایدئولوژی الهی را چنین بیان می کند:

1.      تسلیم با اختیار و آزادی.

2.      انشاء قانون الهی.

3.       نگارنده تاریخ.

4.      جایگاه فرد و اجتماع.

5.      اصل تقوی.

6.       اصل آزادی.

7.      اصل مساوات و عدالت.

8.      اصل مشورت و اکثریت و انتخاب زمامدار.

9.      اصل اطاعت و حفظ جماعت.

متاسفانه جناب بازرگان در اصل مشورت و اکثریت دچار کج فهمی شده است و یا دلبستگی شدید به اندیشه دموکراسی وی را به انحراف کشانده است. وی در این اصل بیان می دارد که در منطق اسلام مردم حق انتخاب زمامدار را دارند و اگر فرضا پس از رسول خدا مردم علی علیه السلام را نخواستند نباید بر آنها ایراد گرفت. وی ماجرای غدیر را صرفا یک کاندیداتوری از سوی پیامبر می داند.

به هر روی این خطای فاحشی است که در جای خود باید به آن جواب گفت.

بازرگان در ادامه به بررسی صلح و جنگ، مقام و ارزش کار و اقتصاد و مساله ملیت و میهن از نظر ایدئولوژی اسلام پرداخته، بحث را به خوبی به پایان می برد.

متن این کتاب ساده و روان است و جز در برخی موارد که گریز و گزیری نبوده چندان از اصطلاحات تخصصی بهره نبرده است. خواندن این کتاب برای کسانی که تفکر انتقادی دارند و یا نسبت به ایدئولوژی اسلام دچار شبهه و تردید هستند سودمند خواهد بود.

بعثت و ایدئولوژی




کلمات کلیدی :

مانور تجمل از معاویه بن ابی سفیان تا کارگزارانی ها

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/3/28 3:47 عصر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مانور تجمل از معاویه بن ابی سفیان تا کارگزارانی ها

عمر بن خطاب دومین حاکم پس از رسول خدا  به شدت درباره ماموران و کارگزاران خود سخت گیر بود. در طول مدت خلافتش اموال برخی کارگزارانش را به این شبهه که نمیدانم از کجا آورده اید، مصادره کرده  به بیت المال واریز نمود. وی را گذر به شام افتاد. کارگزار او معاویه کاخی مجلل برای خود دست و پا کرده بود، کاخ مشهور خضراء. چون خلیفه از کار وی بازخواست کرد گفت:«ای خلیفه! اینجا در شام جاسوسان و فرستادگان خارجی بسیارند. می خواهم شکوه این کاخ را ببینند مبادا با خود فکر کنند که ما مسلمانان! مردمی ضعیف هستیم!» خلیفه سخت گیر را این سخن خوش آمد و به لبخندی گفت:«حقا که تو شاه عرب هستی!»

پس از قرنها بار دیگر اسلام نهضتی کرد و حکومتی برپا شد و هزاران هزار انسان برای برپاییش شهد نوشین شهادت نوشیدند. روزی مسوولی خطبه خوان در نماز جمعه چنین خطبه کرد:«اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش مسلکانه وجهه جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است. زمان آن رسیده که مسئولین ما به "مانور تجمل" روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند. هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیر مسلمان "ملتی مفلوک" جلوه نکنیم لازم است تا "جلوه هایی از تجمل" در چهره کشور و مسئولین حاکمیتی رویت شود. »(خطبه اکبر هاشمی رفسنجانی، 18 آبان68)

این سخن آن خطیب شد سر آغاز اشرافی گری مسوولان و خدمتگذاران!! از پول بیت المال. چه پولها که از بیت المال مسلمین صرف این مانور تجمل نشد و چه مظلومان که زیر چرخ این مانور له نشدند!

این روزها بار دیگر همقطاران همان خطیب بر کشور مسلط شده اند و خبرها، از فیش های حقوق نجومی حکایت می کند و این چیزی نیست جز همان بذر شجره ملعونه فساد که آن روز، آن خطیب پس از دعوت به تقوا!! در دل زمین پاک آمال مستضعفان کاشت و همچنان علی تنهاست...

مانور تجمل

 




کلمات کلیدی :

سیب باغ رعیت!

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/3/23 12:5 صبح

هو الکبیر المتعال

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی

بر آورند غلامان او درخت از بیخ

امروز داشتم اخبار رو مرور می کردم. افاضات استان دار خدوم کرمانشاه را دیدم که با ادبیاتی تند بر منتقدان دولت تاخته بود.استفاده از عباراتی چون:

«شما که در دولت قبل لال مانی گرفته بودید!»«این منتقدان یا دچار حسادت هستند یا بی‌زبانی»«بی تقوایی!»«اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید!»و...

چند سالی است که در ادبیات سیاسی کشور شاهد چنین لحن مشمئز کننده ای هستیم که گاه و بیگاه کسی از درون مجموعه دولت منتقدان و مخالفان را به باد توهین و استهزاء میگیرد.

هر کدام از ما در این سال ها سخنان این چنینی بسیاری از کارگزاران دولت را در خاطر داریم. دردناک این است که چنین کسانی داعیه دار ادب و اخلاق در سیاست هستند و هر از چندی داد ادب سیاسی نیز سر می دهند!

به هر روی چنین ادبیاتی از هیچ کس در هیچ پست و مقامی از هر جناح و گروه و دسته ای که باشد پسندیده نیست که رسم سیاست در اسلام جور دیگر است.هر چند که این ادبیات همان سیبی است که ملک(ریاست محترم جمهور)! از باغ رعیت میخورد و زیر مجموعه اش درخت ادب و اخلاق را از بن می کنند...

 

پی نوشت:

لحن و ادبیات جناب رییس جمهور نسبت به مخالفان و منتقدان بر هیچ کس پوشیده نیست و نیاز توضیح و تفصیل ندارد.




کلمات کلیدی :

اثر مراجعه مستقیم به منابع برای شناخت اسلام

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/3/21 3:59 عصر

حدود دو سال پیش بود که رهبر معظم انقلاب در پی حوادث پاریس نخستین نامه خودشان را به جوانان غربی نوشتن و از آنها خواستند که تحت تاثیر تبلیغات رسانه ها علیه اسلام قرار نگیرند و با مراجعه مستقیم به منابع اسلامی این دین الهی را بشناسند. 

چند روزی است که کتاب «وحی و نبوت» نوسته استاد محمد تقی شریعتی(پدر دکتر شریعتی) را می خوانم. در اثنای کتاب یادی شده بود گذرا از ولتر و تغییر موضعش نسبت به اسلام و قرآن کریم. حال و روز وی را پی جویی کردم. بحث زیر حاصل این پی جویی است:


فرانسوا ولتر شاعر، فیلسوف و نویسنده فرانسوی در سال قرن 17 و 18 میلادی است. وی سال ها تحت تاثیر تبلیغات کلیسا نگاهی عناد آمیز به اسلام داشت. ولی در سال 1763 با مراجعه به منابع اصیل اسلامی نظرش درباره اسلام تغییر میکند و آثاری در دفاع از اسلام و رسول خدا می نویسد. کتاب «شرعیات مردی شریف» نخستین کتاب وی در این باره است. وی در این کتاب میگوید:
« همه ادیان روى زمین با عوام فریبى و زبان بازى رواج یافته اند، به جز دین اسلام که از میان همه ساخته هاى دست بشر، تنها دین خدایى به نظر مى رسد، زیرا قوانین آن پس از قرنها هنوز در سراسر دنیا اجرا مى شود.»
ولتر در سال 1776 میلادى به یاد نمایشنامه فناتیسم، نخستین اثر ضد اسلامى اش، آخرین سخن خود را بر زبان آورد که:

"من در حق محمّد بسیار بد کردم" و چون برداشت هاى اولیه او از اسلام تحت تأثیر نوشته هاى مغرضانه مسیحیان بود از روى خشم مى گفت:

"همه کتاب هایى را که تاکنون مسیحیان درباره مسلمانان نوشته اند باید بر آتش افکند."


گوته دیگر شاعر معروف اروپایی است که پس از آشنایی با منابع اصیل اسلامی نظر خود را درباره اسلام تغییر میدهد و از سخنان گذشته اش نسبت به اسلام پشیمان می شود. وی در باره اسلام و قرآن چنین میگوید:
«سالیان درازى کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدّس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند اما هرقدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصبِ نا بجا را دریده ایم ، عظمت احکام مقدس اسلام که قرآن مجموعه آن است بُهت و حیرت عجیبى در ما ایحاد نموده است و به زودى این کتاب توصیف ناپذیر ، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان مى گذارد و در نتیجه ( قرآن ) جهان مدار مى گردد. »

ولتر




کلمات کلیدی :

چرا این قدر به حجاب گیر می دید؟

ارسال‌کننده : آیینه سکندر در : 95/3/18 2:47 عصر

هو الحق المتعال

چرا این قدر به حجاب گیر میدید؟ مگه تنها منکر و گناه بی حجابی است؟

شاید این جمله را زیاد شنیده باشیم یا در شبکه های اجتماعی گوناگون این سخن و شبیه به آن را دیده باشیم

اما به راستی چرا تا این حد برای حجاب از سوی موافقانش تبلیغ می شود؟

در پاسخ به این سوال گذشته از امتثال امر الهی در باره حجاب، دو نکته قابل توجه است:

نخست:

حجاب و پوشش نماد و شعار اسلامیت جامعه است. به دیگر سخن یکی از نشانه های اسلامی بودن جامعه، رعایت پوشش و حجاب اسلامی از سوی زنان و مردان جامعه است. عدم توجه به این مساله یا عمدا زیر پا گذاشتن آن، در واقع تقابل با فرهنگ اسلامی جامعه است حتی اگر خود شخص بی حجاب یا بد حجاب چنین قصدی نداشته باشد. لذا رعایت حجاب در جامعه اسلامی از این نظر اهمیت می یابد.

دیگر:

حجاب و پوشش اسلامی مقدمه است برای مساله ای مهمتر که همان حفظ حیا و پاکدامنی است. خداوند در قرآن کریم یکی از اهداف و ثمرات حجاب را حفظ پاکیزگی و پاکدامنی اعلام می کند.(سوره نور آیات 30 و 31) در واقع حفظ حیا و پاکدامنی در سلامت، سعادت و صلابت جامعه اسلامی از چنان اهمیتی برخوردار است که خداوند برای حفظ آن احکام گوناگونی تشریع کرده است که حجاب نیز از جمله آنهاست. شاید شاه کلید فهم اهمیت حیا این سخن امام صادق علیه السلام باشد که فرمود:«هیچ ایمانی برای انسان بی حیا وجود ندارد.»(کافی، ج2، ص106) بی حیایی ایمان را از بین می برد و از بین رفتن ایمان یعنی از دست دادن همه چیز یک فرد! در سایه ایمان است که انسان در برابر سختی ها و مشکلات مقاومت می کند و تن به خواری گناه و شکست در برابر دشمن نمی دهد و برای هر خواسته نفسانی خود را کوچک نمی کند. در پرتو ایمان است که روحیه مبارزه با شرک و نفاق و استکبار در جامعه اسلامی وجود خواهد داشت. از همین روی است که سران شرک و نفاق و استکبار می خواهند روح ایمان را از جامعه اسلامی بگیرند و راه آن هم یافته اند، ترویج بی حیایی میان مسلمانان!

تجربه موفق آنان در به سقوط کشاندن دولت اسلامی اندلس(اسپانیای کنونی) از راه ترویج بی حیایی و بی بند و باری، مستکبران را بر آن داشته است که در هر کشور اسلامی که قدم گذاشتند نخست حیا و پاکدامنی جوانان آن نشانه گرفته است. استعمار گران فرانسوی در مورد حجاب زنان مسلمان را مانعی برای سلطه خود بر الجزایر می دانستند و چنین می گفتند:

«هر بار که یک زن الجزایری کشف حجاب می کند با این عمل خویش در واقع وجود جامعه الجزایر را با سیستم دفاعی سست بنیاد و باز متلاشی به استعمارگر اعلام می دارد. هر چادری که می افتد، هر چهره که به بدن جسور و نا آرام استعمارگر عرضه می گردد به این معنا است که او انکار وجود خویشتن را آغاز کرده و هتک ناموس را از جانب استعمارگر پذیرفته است. با هر چادری که رها می شود گویی جامعه الجزایر خویشتن را به مکتب ارباب تسلیم کرده و تصمیم می گیرد تحت رهبری و انقیاد استعمارگر، عادات و رسوم خویش را تغییر دهد.»

مستر همفر جاسوس مشهور انگلیسی نیز در راه کارهای خود برای تسلط بر جوامع اسلامی می گوید:

«باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید با این بیان که حجاب یک عادت است، از خلفای بنی‏ عباس و یک برنامه اسلامی نیست و لذا مردم زنان پیامبر را می‏ دیدند و زمان صدر اسلام در هر کاری با مردان شرکت می‏ کردند. پس از آنکه زنان را از چادر و قبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیافتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است که زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون بیاوریم تا زنان مسلمان از آنها یاد بگیرند.»

در واقع نبود حجاب همچون رخنه ای است که در دیوار ایمان و حیای جامعه ایجاد می شود و کم کم زمینه ساز سیلی بنیان کن می شود که جامعه اسلامی را به ورطه هلاک و نابودی می کشاند و اسیر هواهای نفسانی و دشمنان ستمکار بیرونی می کند.

شاید الان بهتر اهمیت حجاب رو بفهمیم و برای سربلندی خودمون پیش خدا و سربلندی کشورمون در دنیا بهتر حجاب رو رعایت کنیم.

 

پی نوشت: ترویج فساد و بی حجابی در کشورهای اسلامی یقینا پشت پرده سیاسی دارد!

 

پی نوشت2: بازنشر مطلب با اهداء سه صلوات به خیزران بانو مادر بزرگوار امام جواد علیه السلام بلا مانع است.

حجاب




کلمات کلیدی :